سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )

83

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )

گفتهء من در او اثر بخشيد . هفت فروند كشتى خود را به ما داد و يكنفر « جلودار » راهنما و چند كشتىبان در اختيارمان گذاشت . عريضه‌اى هم به پيشگاه پادشاه سعادت دستگاه نوشت و ما روانه شديم . در راه خود تمساح‌هاى بزرگ در كنار رود سند ديديم . در خشكى نيز پلنگ‌ها ديده ميشدند بطوريكه راه رفتن تنها ممكن نمىبود . همچنين در اثناى راه خود هر روز با طائفه « سمچه » و « ماجى » مىجنگيديم تا سرانجام پس از چند روز با تحمل مشكلات و بلاياى بسيار به سياوان رسيديم . پس از آن به پاترى و از راه ديله به قلعه بكره آمديم در بكره سلطان محمود و منلايارى وزير مرحوم حسن ميرزا را ملاقات كرديم . هدايائى به سلطان پيشكش كرديم و در اثناى گفتگو با سلطان مسئلهء اختلاف او را با همايون پادشاه نيز حل كرديم . سلطان محمود هم راضى شد كه بنام همايون پادشاه خطبه بخواند و با مير عيسى هم آشتى كرد . در اين موقع ماده تاريخى براى وفات مرحوم حسن ميرزا سرودم . لمؤلفه شاه حسن سند كه شه ايردى ولى * جيكتى اجل جا مينى تاپتى فنا هاتف غيب ايتى تاريخنى * « جنت فردوس مكانى اولا » « 1 »

--> ( 1 ) - اين اشعار به لهجهء تركى جغتائى و معنايش چنين است : شاه حسن به پادشاهى سند رسيد ولى * جام اجل را نوشيد و فانى شد هاتف غيب گفت تاريخش را * جنت فردوس مكان او باشد